به شدت عصبیم بازم زمزمه های از اول شروع کنید و پسر خوبیه و از این چرندیات شروع شده .نمیدونم به چه زبونی بگم من از مرد و پسر و شوهر و پدر و دوست هر چیزی که هست بیزارم .دلم نمیخواد هیچ کس و دلم نمیخواد.بازم بخوان روی مغزم برن میزارمو
میرم یک جایی که هفتادسالم پیدام نکنن.درسمم تموم شده هیچ کسم جلومو نمیتونه بگیره.
دلتنگی...
ما را در سایت دلتنگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 12:11