نشستم وسط
یک دور همه ی دوستانه و بشدت خسته کننده .مجبورم به حرفای بی معنیشون گوش کنم.از رابطه های
چندش آورشون میگن و ذوق مرگ میشن و هر
یک دقیقه از خنده ریسه میرند و به خودشون افتخار می کنند.خدایا این خوشیا رو از اینا نگیر .یعنی الان من
یک انسان
حسودم؟هه شایدم باشم کی میدونه خدایا منی که نمیدونم
حسودم یا نه رو هم نگیر ..بلاخره توی
یک جم باید
یک ادم خنثی و
حسودم هم باشه که یک
مشت ادم
چندشو تحمل کنه
دلتنگی...
ما را در سایت دلتنگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 12:11